تب بازار

تب بازار

در این نوشته قصد داریم یک روند خاص در بازار رو کمی بهتر از گذشته درک کنیم و بشناسیم. تب بازار ! چیزی که در بازار بی نظم و ظاهرا بی قاعده ایران متداول هست. هدف اصلی از این نوشته این هست که وقتی حرف از کارآفرینی ، ارزیابی ایده، تاسیس یک کسب و کار یا توسعه بازار میشه، دچار اشتباه بین تقاضای واقعی و تب بازار نشیم.

پیش نیاز فهم این نکته، فهمیدن مطلب قبلی درمورد روند های بازار هست. اگر آن نوشته را خونده اید و هنوز از پیچیدگی آن، خسته نشده اید، بدانید حالا تازه رسیدید سر اصل مطلب: تب بازار.

در واقع با اون مقدمه مفصل –روند های بازار- خواستم توجه تون رو به این نکته جلب کنم که الزاماً بازار همیشه نسبت به تقاضا منفعل نیست اتفاقاً این گاهی مشتریان هستند که منفعل هستند. و البته گاهی هم ممکن است هم بازار و هم مشتریان، این انفعال رو در مقابل رویدادهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی داشته باشند. یعنی مصرف یک کالا یا خدمات بخاطر تغییرات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کم یا زیاد بشود.

با این توضیح نگاه بهتری میتونیم به پدیده تب بازار بندازیم. تب بازار یک پدیده‌ی اقتصاد رفتاری هست، یک پیک مصرف و تقاضا که ریشه اون خیلی چیزها میتونه باشه. یا از طرف مردم و مشتریان، یا از طرف تامین کنندگان و عرضه کننده و یا بخاطر شرایط محیطی. تب بازار اصطلاحی است که اغلب در بورس استفاده میشود ولی به این معنی نیست که فقط در بورس اتفاق می افتد. بیایید این اصطلاح را در سطح کسب و کار و برای تحلیل بازار عرضه و تقاضا بفهمیم.

ما در این نوشته میخواهیم یاد بگیریم متوجه روند های غیر طبیعی بازار یعنی همون تب بازار باشیم. در در این نوشته تمرکز ما شناخت روندهای غیر طبیعی و تب های گذشته بازار است تا بهتر بتونیم تب ها و روندهای آینده بازار را شناسایی کنیم. شناسایی روندهای آینده بازار، میتونه برای سرمایه‌گذاران ،تصمیم‌گیرندگان کسب و کار، و بیزینس من یا بیزینس وومن ها حیاتی و مهم باشه.

برخی شرکت‌ ها در ایجاد تب مشارکت می کنند. ازین پس روند های غیر طبیعی که ناشی از فعالیت زیاد شرکت ها باشد را تب عرضه کننده مینامیم. اما هر وقت دیدیم شرکت ها و تامین کننده ها دارند به تب تقاضا پاسخ می‌دهند ، از اصطلاح تب مصرف کننده حرف بزنیم.

شرکت هایی هستند که در پی تب تقاضا، اقدام به بازیگری می‌کنند،آنها معمولا در لبه تیغ در حرکت هستند. هرچه انگیزاننده تب و ریشه تب بیشتر ادامه داشته باشد، سودآوری و موج سواری این شرکت ها هم بیشتر دوام خواهد آورد. اما به هر حال یک زمانی موج های اقتصادی غیر طبیعی آرام میشوند و یک بازار پرتقاضا، به ناگهان محو میشود و با تعداد زیادی کسب و کار بحران زده و ورشکسته مواجه میشویم.

Case Study

به عنوان مثال تکنولوژی خانه‌ هوشمند که در بازار تهران مشهد اصفهان تبریز و اهواز به وفور یافت میشود، چیزی هست که بخاطر تب مصرف کننده ایجاد شده و اگر ما شرکت های زیادی می بینیم که در تهران در زمینه ی خانه هوشمند مشغول به کار هستند، یا تولید کنندگان زیادی که در مشهد مشغول تولید و عرضه تجهیزات و رله های آن هستند، به خاطر تقاضای زیادی بوده که از سوی مردم برای خانه هوشمند بوجود آمده است و یا تقاضایی که از سوی سازندگان ساختمان، برای رقابت فروش یا افزایش قیمت و سوددهی، ایجاد شد.

احتمالا اگر با بازار خانه هوشمند در ارتباط بوده باشید ( چه بعنوان مشتری چه بعنوان عرضه کننده) متوجه شده اید که این تب طی دو سال گذشته شکسته شد. علت اول آن هم رکود ساختمان سازی و علت ثانوی آن هم افزایش قیمت دلار و در نتیجه افزایش قیمت تجهیزات هوشمند سازی و مشکلات تامین ارز برای واردات بوده است. بنابراین تب مصرف کننده نه از طرف مصرف کننده که بخاطر شرایط محیطی(اقتصادی و سیاسی) شکسته شد.

به عنوان مثال بعد بیایید به کلینیک های ساختمانی توجه کنیم. کلینیک های ساختمانی کسب و کار هایی بودند که قرار بوده به همه‌ی تقاضاهای ممکن یک فرد در زمینه ساختمان، پاسخ مثبت بدهند. از تامین تاسیسات زیربنایی ساختمان، نما و دکوراسیون، تاسیسات بهداشتی ساختمان ، پیمانکار نوسازی ساختمان، مشاوره ساخت و معرفی نقشه کش و مهندس معمار و هر چیز دیگری . اینکه چرا کلینیک های ساختمانی در طول ۵ تا ۱۰ سال گذشته اینقدر زیاد شدند باید بگم تب مصرف‌کننده بوده است. در طول دهه 80 و 90 شمسی،افراد زیادی به ساختمان سازی ورود کردند که اغلب از اطلاعات کافی برای ساخت و ساز برخوردار نبوده اند. این بود که بسیاری از کسانی که قصد ساخت داشتند، گرفتار دلال ها و واسطه گری ها شدند. در این اثنا بود که کلینیکهایی ایجاد شدند که سعی می کردند همه چیز رو باهم داشته باشند و به شکلی معتبر تر به مشتری ارائه کنند. قطعا این کار بی ارزش نبود و ارزش اقتصادی مهمی هم داشته است. اما الان می بینیم که اغلب کلینیک های ساختمانی دارند جمع میکنند. چون تب بازار خوابیده است.

یک مثال دیگر ؛ دفاتر ازدواج آسان هست. که به خاطر تب عرضه کننده ایجاد شدند. دفاتر ازدواج آسان که یک بیزینس یا به نوعی یک بیزنس مبتنی بر معرفی و واسطه گری بوده آنقدر زیاد شد که عملاً دیگه تفاوتی بین دفاتر مختلف ازدواج آسان وجود نداشت و آنقدر این تب عرضه کننده، مصرف کننده را احاطه کرده بود که حتی گاهی مصرف کننده ها با مراجعه به دفاتر ازدواج آسان، با ازدواج سخت و پرهزینه ای روبه رو می شدند!

یک مثال دیگر آشپزخانه ها و کترینگ ها هستند: که به خاطر تنگناهای زمانی مردم ایجاد شدند. قبل از موج اشتغال همزمان زن و مرد، چنین بیزینسی در سطح شهر کمتر وجود داشت. اما بعد از آن آشپزخانه ها و کترینگ ها پاسخی بودند به مشغله های زیادی که مردم داشتند و زمانی که دیگر نمی توانستند برای خرید مایحتاج خانه و تهیه غذا داشته باشند!. و تعداد آنها بسیار زیاد شد. شاید احتمالا شما هم متوجه شده باشید که این تب هم الان شکسته شده چون مواد غذایی گران و گران تر میشوند، مردم بیش از گذشته ترجیح میدهند غذای خانگی را با هزینه کمتر بپزند. در نتیجه مشتری ها کمتر و کمتر میوشند و تب مصرف کننده از طرف خود مصرف کننده ها از بین خواهد رفت.

مشخصه تب بازار چیست؟

بعد ازین چهار مثال آیا این سوال برای شما پیش نیامد که اصلا با چه معیارهایی باید بفهمیم در زمینه یک جور کالا تب وجود دارد یا در زمینه یک خدمات با پیک غیر طبیعی روند عرضه یا تقاضا در بازار مواجه هستیم؟

اولین معیار «تفاوت» هست: وقتی در یک زمینه خاص، تعداد زیادی عرضه کننده وجود داشته باشند؛ احتمالاً اگر تفاوت زیادی بین عرضه کننده ها وجود نداشته باشد، با یک تب مواجه هستیم. مگر اینکه تمایزها ، مزیت‌های رقابتی و تفاوت‌های قابل فهم و قابل مقایسه ای بین اون همه عرضه کننده در آن صنف مشاهده کنید. در اینصورت دیگه نمی تونیم بگیم با یک تب مواجه هستیم. بلکه با یک بازار رقابتی مواجه هستیم که هر کسب و کاری به شکل بهتری سعی در پاسخ دادن به نیاز مشتری کرده است.

دومین معیار «لزوم و ضرورت» هست. آیا لزومی داره که در بازار این همه فروشنده مبلمان وجود داشته باشد؟ این همه سوپرمارکت و این همه فست فود و این همه تاکسی و این همه بوتیک توجیهی دارند؟ خب اگر این پاسخ طبیعی اقتصاد و مکانیزم تعادلی عرضه و تقاضا نباشه قاعدتاً با یک تب و یک روند غیر طبیعی مواجه هستیم. دستهای نامرئی آدام اسمیت اینجا هم در کمین برقراری تعادل در بازار خواهد بود، آنجا که کاهش سهم بازار و گردش مالی ضعیف، فعالیت اغلب این بیزینس ها را غیر اقتصادی میکند.

سومین چیزی که به ما نشون میده با تب مواجه هستیم این هست که چند تا از اون بیزنس هایی که درباره شان حرف میزنیم، پس از دوره پیک مصرف، تعطیل میشوند؟ و البته این یک نشانه متاخر هست.

اگر تقاضا یا عرضه ای، ریشه ی واقعی در نیازهای مشتری داشته باشد و یا یک راه حل جدید برای یک نیاز جدید واقعی باشد، قاعدتا با تعطیلی زیاد بیزینس ها در این زمینه مواجه نخواهیم شد. اما در صورتی که با یک روند غیر طبیعی مواجه باشیم باید منتظر این باشیم که به زودی با خوابیدن موج سینوسی، بسیاری از کسب و کارهایی که در آن زمینه به وجود آمده بودند از بین بروند.

مثال های زیادی از این دست میتونیم داشته باشیم. سالن های زیبایی، عرضه‌کنندگان سیستم های امنیتی، آموزشگاه های فنی که با اغوای مخاطبان برای وورد به بازار کار، انبوهی از عرضه کنندگان سیستم های امنیتی و تعمیرات موبایل را خروجی دادند، کلاس های تدریس کنکور ، طراحان گرافیک، کسب و کارهای اینترنتی، همه کسب و کارهایی بودند که به خاطر تب عرضه کننده ایجاد شدند در مقابل افزایش مزون ها، افزایش کسب و کارهای مبتنی بر دیجیتال مارکتینگ و فالوور جمع کن های اینستاگرامی، کتابفروشی های زیاد خیابان انقلاب، فروشندگان و واسطه های خودروهای پلاک اروندی در اهواز و خوزستان، اینها هم مثال هایی از تب بازار ناشی از تب مصرف‌کننده بودند. که رونق همه آنها هم به شدت رو به افول رفته است. افولی بیش از متوسط بازار.

بیایید با سه فاکتوری که گفتم، یکی از پدیده های تب-مانند این سال ها را شناسایی و تحلیل کنید: مثلا کسب و کارهای اینترنتی.(میتوانید کامنت بنویسید).

 

پدیده تب بازار اصطلاحی علمی نیست. بلکه نامیست که من روی عرضه یا تقاضای غیر طبیعی در میان مدت میگذارم. (نه بلند مدت و نه کوتاه مدت). بنابراین این نوشته را یک تکست علمی ندانید بلکه این فقط تحلیل من نسبت به برخی روند های بازار است. بنظر من صلاح است اگر در زمینه هایی که گرفتار تب هستند، فعالیت داریم، فریب تقاضای بالا را نخوریم و دو ویژگی تمایز و ضرورت را بهتر از دیگران ایجاد کنیم. چون پس از فروکاهش موج تقاضا، بعید است بیش از 20 درصد عرضه کننده ها بتوانند زنده بمانند.

 

حالا که روند های بازار و تب بازار را شناختیم، باید بتوانیم متوجه روند های آینده بازار ایران هم بشویم. در نوشته بعد با این موضوع که بازار در سال 98 به کدام سمت میرود؟ کار داریم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اثبات کنید ربات نیستید! *