ثابت قدمی و انعطاف پذیری در کارآفرینی

ثابت قدمی یا انعطاف پذیری؟

بذارید با یه سوال این مطلب رو شروع کنم :

شده در یک کار تیمی، زودتر از دیگران از نتیجه گرفتن نا امید بشید؟

اگر یکی از هم تیمی های شما زودتر از دیگران خسته شده باشه یا احساس کنه مسیری که در اون در حرکتید ، مسیر مناسبی برای نتیجه مورد نظر نیست ، چه جور انگیزه ها و توصیه هایی براش خواهید داشت؟

من هم در تیم ورک هر دو وضعیت رو تجربه کردم. اینجا نمیخوام از مهارت رهبری و انگیزش حرف بزنم. چون هر دو راهکار های مهمی برای تلاش مضاعف و مستمر تا رسیدن به نتیجه دارند. فقط میخوام راجع به این حرف بزنیم که مسیر درست، مسیر سخت و طولانی ایه و اصلا آدم هایی که رهرو نباشند نمی تونند در کارآفرینی و استارتاپ ها و یا مشاغلی که هنوز از طرف جامعه استقبال زیادی از اونها نمیشه به اولین ایستگاه های موفقیت برسند.

بنظر من اگر راه نرفته رو میخوای بیازمایی باید قوی بیازمایی! باید با تمام وجود پا در مسیر بذاری و ببینی آیا بهت جواب میده یا نه و اینکه آیا تفکرت در مورد اون مسیر درست بوده یا نه؟ بنظرم اگر قراره شکست هم بخوریم باید خوب شکست بخوریم!

نه اینکه لک و لک کرده باشیم و قدم های سستی برداشته باشیم بعدش بیایم بگیم “نه انگاری این راه جواب نمیده!”

اول از همه فکر کن این تلاش توئه که جواب نمیده. شاید راه درسته! بله، باید جوری تلاش کنیم که اثربخش باشه تا بعدش بتونیم به درستی قضاوت کنیم آیا مسیر و استراتژی هامون، درست بودند یا خیر؟

دیده اید؟ انگار آدمای زیادی دنبال هزار راه نرفته هستند. من میگم ok. پیشقدم شو و راههای نرفته رو برو. اما چه راه تکراری و چه راه نرفته هر دو رهرو میخواد!

مگر اینکه دنبال مقصد نزدیک باشی. مقصدی که با تلاش کم بهش دست پیدا کنی. اون موقع دیگه اصلا دنبال راه درست بودن اشتباه توئه. راه کوتاه و کم هزینه برای نتایج خفیف، ارتباطی با کارآفرینی و تولید ثروت ندارند (لااقل دیگه ندارند!). اگر در این دو راهی گیر افتادید، و یا نتیجه مهم و بزرگ رو با تلاش کم و مسیر ساده میخواهی، اون موقع مشکل اینجاست که تو خودت رو نفهمیدی!

این جمله رو شنیدید؟ “هر کاری که میخوایم بکنیم باید بسنجیم” (این قدر بدیهیه که گوینده مهم نیست!) اما چی رو باید بسنجیم؟ ارتباط مسیر و هدف رو! اگر هدفت مشخص نباشه مسیر درست برای رسیدن به اون هدف هم نا مشخصه.

مقصدت کجاست خانم استارتاپی؟

مقصدت کجاست آقای کارمندی که میخوای کارآفرین بشی؟

مقصدت کجاست خانم سرمایه داری که میخوای سرمایه گذار بشی؟

مقصدت کجاست آقای تولید کننده ای که میخوای بازارت رو توسعه بدی؟

مقصدت کجاست آقای مختار که میخوای مشاور بشی؟

توجه دارید که مقصدی که انتخاب کرده اید شاید چندان هم نزدیک نباشه؟ . بیایید بپذیریم که اگر دنبال ایستگاه نزدیک هستیم، پس تو فکر جایگاه متمایز و ایده آل و خوب نباشیم. اصلا هم در این ایرادی نیست که از گام ها و هدف های ساده شروع کنیم فقط توهم جایگاه بلند بالا رو با تلاش های کوچک نزنیم!

در مدتی که دارم تلاش های کارآفرینی رو مشاهده میکنم، باید بگم خیلی وقت ها مسیر ها و فکر ها خوب بوده اند ؛ اما تلاش ها کم بوده اند!

یکی از دوستان من در این مطلب جدل میکرد و سعی میکرد به من بقبولونه که انعطاف پذیری شرط مهمی برای رسیدن به نتیجه هست. و ثابت قدم بودن در یک مسیر رو مساوی با روی یک پاشنه چرخیدن تعبیر میکرد. یک جور کلنجار رفتن و اصطکاک داشتن با شرایط.

یک چیزی شبیه این:

اریک جانسون عکاس سوررئالیست کلنجار یا پافشاری بر روش غلط

تصویر از Erik Johnson عکاس سوررئالیست که من به فراخور موضوع به کلنجار رفتن یا پافشاری بر روش غلط تعبیرش میکنم. هرچند که خود عکس تعبیر زیباشناختی خودش را دارد.

اتفاقا من انعطاف پذیری رو اینطور می فهمم که در شرایط غیر قابل انتظار و و غیر قابل تغییر قرار میگیریم اما سعی میکنیم با این شرایط کنار بیاییم و مسیرمون رو ادامه بدیم. انعطاف پذیری به این معنی که تا به سنگی رسیدیم مسیر رو عوض کنیم یا در مقصد و نتیجه ای که به دنبالش هستیم تجدید نظر کنیم چیزی جز این در و اون در زدن نخواهد بود. آخرش هم نمی تونیم بگیم در یک مسیر با تجربه شده ایم چون اصلا اون مسیر رو تا به آخر نیازمودیم.

یکی از دلایلی که نمیشه همیشه روی تجربه آدم های شکست خورده حساب کرد همینه. خیلی از کسانی که با افتخار و غرور از شکست هاشون حرف میزنند و خودشون رو پخته اون مسیر میدونند؛ اصلا اون مسیر رو تا به آخر تجربه نکرده اند و یا تلاش مناسبی در اون مسیر به خرج ندادند. و نمیشه روی قضاوت اونها بعنوان تجربه حساب کرد.

دلیل دوم هم اینه که آدم های شکست خورده اغلب نگرش صحیحی نسبت به شکست هاشون ندارند. یا دلیل اصلی شکست رو هنوز کشف نکردند و یا با عینک توجیه بهش نگاه میکنند. شاید هم تعصب و جزم اندیشی که در ما ایرانیان زیاده روی نگاهی که به شکستش داره تاثیر گذاشته باشه. اما به هر حال این توصیه رو از من بشنوید که توصیه های یک آدم شکست رو بارها تجربه کرده باور نکنید، مگر اینکه ببینید اون آدم با تجربه شکست هایی که داشته ، یک موفقیت ساخته باشه! در غیر اینصورت داره مسیر جدیدی برای شکست خوردن رو به شما نشون میده!

بگذریم… داشتم در مورد انعطاف پذیری حرف میزدم. گفتم من انعطاف پذیری او اینطور می فهمم که مسیر و مقصودم رو بتونم با راهکارها و واکنش های متناسب شرایط مختلف، حفظ کنم. مثلا اگر مسیر من انتفاع از شراکت با دوستم هست، وقتی یک اختلاف نظر حتی ریشه ای بین ما ایجاد میشه، از خودم انعطاف نشون بدم و کمی از مواضعم عقب نشینی کنم و به همکاری سازنده ادامه بدم. بر هم زدن شراکت در این موقعیت، انعطاف نیست بلکه من از مسیرم منصرف شدم.

نمیتونم بگم در این مثال و یا هر وضعیت واقعی دیگری کدوم به صلاحه! انعطاف یا انصراف؟ هر کسی، هر شرایطی، هر خواسته ای، و هر انتظاری؛ صلاح کار رو عوض میکنه! اما انعطاف به معنای هربار از نو شروع کردن مسیر جدید نیست. چون در هیچ مسیری همه چیز مطابق انتظار نیست…

Erik-Johansson-surrealist photographi-constancy or flexibility

در همه مسیر ها با چالش مواجه هستیم. یک تکه مهم از خود موفقیت، عبور از چالش و پایمردی کردن است.

 

همه تصاویر این نوشته از اریک جانسون هستند که بعنوان عکاس و فوتوگرافیک سوررئالیست فعالیت میکند و عکس هایش حتی در نشریه گاردین هم چاپ شده است. پیشنهاد میکنم اگر به عکاسی ، گرافیک یا سوررئالیست علاقه دارید یا حتی بخاطر فان هم که شده ، بعضی دیگر از کارهای مفهومی و زیبای Erik Johnson را در وبسایت recreoviral  ببینید…

 

 

مطالب مرتبط با موضوع شکست های کارآفرینی

داستانکی در مورد استراتژی و مدیریت منابع : روزی روزگاری شمشیرزنی تصمیم میگرد تا محکم ترین جوشن (زره) ممکن را بسازد. در کنار آن سنگین ترین و قوی ترین شمشیر و سپر ممکن را هم ساخت تا تجهیزات و داشته هایش برای نبرد آینده بهترین باشند. او فکر میکرد اینگونه در کارزار ، پیروزمندانه خواهد جنگید و هیچ کسی را یارای مقابله با او نخواهد بود...

همه میدانیم که جامعه سال های خوبی را نگذرانده است. قسمت زیادی از مشتریان ما توان مالی گذشته را ندارند.استفاده از پتانسیل آماده ای که در کسب و کار ما وجود دارد ،از همیشه مهمتر شده است. این اولین توصیه برای بازاریابی درشرایط بحرانی است ...

سال 2019 میلادی را به همه دوستان و مخاطبان عزیزم تبریک میگم. این نوشته اولین نوشته من در سال نوی میلادی است که همزمان با جشن کریسمس، روی وبسایتم آپلود میکنم. تمرکز این نوشته بر نگرانی ها و دغدغه های مواجهه با آینده برای کسب و کار ها است. به همین علت نکات مفیدی برای کسب و کار ها به بهانه تحویل سال نو آورده ام.

قصد دارم حرف هایی در مورد یک عامل تکراری اما توجه نشده بنویسم که نقطه لنگ زدن بسیاری از کسب و کار ها بوده است. این مساله در هر دو شکل بیزینس -استارتاپی و دیجیتالی ؛ فیزیکی و سرمایه بر- مصداق دارد. حتم دارم این تحلیل ،احتمال شکست را کم خواهد کرد. و یک گام مهم به سوی موفقیت خواهد بود.

این متن تمرکز علمی روی موضوع خاصی نداره و بیشتر یک بازتاب مشاورانه از برخی شکست ها و چالش های کارآفرینی که مشاهده کرده ام است. قراره درباره اهمیت پیش بینی مساله ها در کارآفرینی حرف بزنیم و یکی از بزنگاه های مهم در حین فکر کردن به یک ایده بیزینسی رو شناسایی و به ذهن بسپاریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اثبات کنید ربات نیستید! *