روند های بازار

شناخت روند های بازار

یکی از چیزهایی که یک استراتژیست کسب و کار باید بتونه به کار بگیره، تحلیل روند های بازار هست. هر کسی در قامت یک مشاور ، تحلیلگر بازار ، سرمایه گذار، کارآفرین یا هر کسی که مدعی مدیریت سرمایه و بیزینس هست، باید بتونه روند های آینده بازار تخصصی خودش رو بشناسه و یا تا حد قابل اتکایی، روند های عمومی بازار رو پیش بینی کنه.

روند های بازار یعنی :

تغییراتی که در طول زمان اتفاق می افتند و بخشی از بازار را دستخوش دگرگونی میکند. معمولا افراد عادی پس از دور شدن از روند، آن را می بینند و می فهمند.اقتصاد دان ها کارشان اینست که روند ها را پیش بینی کنند. استراتژیست های کسب و کار و بازاریابی خیلی علاقمند به فهمیدن روند های در حال ظهور و یا روند های جاری هستند. روند های زیر برای کسب و کار ها خیلی مهم هستند:

  • تغییر در تقاضا؛
  • فراگیر شدن یک تقاضای خاص؛
  • بوجود آمدن یک نیاز جدید جدید، و در نتیجه آماده شدن فضا برای سلوشن های جدید؛
  • متداول شدن یک سلیقه، مد شدن یا لایف استایل با عادت های مصرفی متفاوت؛
  • و چیزهای دیگری از این دست…

مثلا تمایل زیاد جوانان به رشته بدنسازی و افزایش مصرف مکمل های بدنسازی و غذاهای پر پروتئین، مثالی از فراگیر شدن یک لایف استایل و عادت های مصرفی خاص اون هست. این استقبال کم کم و در طول زمان در بازار اتفاق افتاد. همچنین گران شدن قطعات یدکی پیکان که به طرز محسوسی بیشتر از روند افزایشی قیمت های پراید و پژو و سمند بود، در زمانی که سالها از توقف تولید آن میگذرد هم یک روند است که شاید در سالهای قبل برای بسیاری از بیزینس من ها و بیزینس وومن ها قابل پیش بینی نبود.

اگر هنوز مفهوم روند برای شما روشن نیست پیشنهاد میکنم تفاوت روند و رویداد را در سایت مفید متمم مطالعه کنید.

بیایید حالا یک خوشه بندی داشته باشیم:

روندهای بازار و روال افت و خیز در جریان عرضه و تقاضا ، میتوانند پاسخ به دو چیز باشند:

نیازهای طبیعی یا هیجانی جامعه مشتریان

= تاثیر تغییرات اقتصاد کلان ، تغییرات اجتماعی یا رویداد های سیاسی بر رفتار آدم ها.

اما عامل سومی هم هست: گاهی این بازار هست که رفتار مصرفی مردم را شکل می‌دهد. گاهی سر منشاء تغییرات تقاضا در بین مردم ، همون محصولی هست که در بازار عرضه شده است. (محصول اعم از کالا و خدمات)

اگر سوالتون این باشه که بازار چطوری رفتار مردم رو شکل میده؟ قاعدتاً باید به تبلیغات، بازارسازی ها، پروموشن ها ، نمایشگاه ها ، رسانه ها ، جو سازی ها  ، پر کردن شلف ها برای ایجاد وفور یک کالا ، و هر فعالیت دیگری اشاره کرد که در آنها تولید کنندگان و عرضه کنندگان سعی دارند تصمیم خرید مردم را عوض کنند یا آنها رو نسبت به کالا یا خدمات خاصی ترغیب یا مردد کنند.

گاهی یک جور جنس در بازار نایاب میشود و برخی شرکت ها اقدام به ارائه کالای جایگزین میکنند و تقاضا را به سمت آن میبرند. مثل مصرف سویا که هرچند باب میل ایرانیان نبود اما بیشتر بخاطر جایگزین سالم گوشت قرمز، یا بعنوان جایگزین اقتصادی آن، مورد استقبال بخشی از مشتریان قرار گرفت.

سوال: چه مثال های دیگری به ذهن شما میرسه که بازار (یعنی عرضه کننده ها) منشا تغییر تقاضا شده باشند؟(کامنت بذارید!)

شرکت های پیشرو ، مقلد یا متاخر

سهم بیزینس ما در روند های بازار چیست؟

اگر بخواهیم شرکت ها رو نسبت به اینکه جلوتر از بازار یا پشت سر بازار حرکت میکنند، بشناسیم؛ شرکت های پیشرو، مقلد یا متاخر را خواهیم داشت (این مطلب رفرنس خاصی ندارد و من سعی کرده ام این واقعیت را که حتما در تکست های علمی تر با واژه های تخصصی تر بیان شده است ، از دید خودم و با کلمات خودم بیان کنم).

شرکت‌های پیشرو، خیلی زودتر از اینکه بازار تغییری واضحی در تقاضا را نشان بدهد، کالاها یا خدمات موجود خودشون را با نسل جدیدی از کالا یا خدمات عوض می‌کنند و در واقع پاسخ های جدیدی به همان نیاز های قبلی میدهند. یا نیاز های آینده را پیش بینی میکنند و اقدام به جایگزینی محصول میکنند. گاهی برخی شرکت های پیشرو سعی میکنند اصلا یک نیاز جدید را در بازار، جدی تر و ضروری تر کنند.

مثلا بطری های آب معدنی در زمانی در بازار جا افتاد که هنوز آب شرب مناسب در لوله های آب شهری وجود داشت. بنابراین مثال ها و نکته ها باید ازین به بعد در تحلیل بازار توجه کنیم که یک کالا یا یک خدمات ممکن است در بازار متقاضی زیادی پیدا کنه که نه بخاطر افزایش تقاضای ذاتی که بخاطر افزایش عرضه آن محصول و فعالیت های تبلیغاتی و بازار سازی برای آن محصول بوده باشه.

شرکت های مقلد یا موج سوار آنهایی هستند که وقتی تغییری در بازار مشاهده شد پرتفولیوی محصولاتشان را مطابق محصولی که خرید آن در بازار تثبیت شده ، تغییر میدهند.

شرکت های متاخر هم آنهایی هستند که خیلی کند تر هستند و معمولا بسیار طول میکشه تا با روند های بازار تطبیق پیدا کنند. اونها پشت سر بازار حرکت میکنند و معمولا دیرتر از همه متوجه میشوند باید تغییر استراتژی بدهند. در تغییرات و روند های تقاضا، آنها اولین شرکت های در معرض انقراض هستند. درست مثل سوپرمارکت های فراوان سطح شهر، و البته این مورد فقط به low level ها مربوط نیست. بلکه چنانچه من دیده ام اغلب وندور های شرکت های دولتی هم آنقدر محافظه کارانه با شرایط برخورد کرده اند که حالا که سیاست های انقباضی، بسیاری از پروژه های دولتی را تعطیل یا نیمه تعطیل کرده است، دیگر آن فعالیت سابق را ندارند و خب چون انطباق و علم لازم را هم با بازار آزاد ندارند ، نمی توانند وارد آن بشوند!

 

روند های بازار رو گاهی وقت ها شرکت های پیشرو شکل میدهند و حتی اگر منشاء آن نباشند، بازیگران اصلی آن میشوند. مثلا از وقتی که ورق برگشته است و دیگر بازار کشش کافی برای همه کسب و کار ها را ندارد، برخی کسب و کار های پیشرو سراغ سرمایه گذاری برای بازاریابی رفته اند و دارند بازاریابی ، نیروی انسانی ، ساختار هزینه ای و گردش مالی کسب و کارشان را متحول میکنند. این کار ساده نیست ، تخصصی است، زمانبر است و افق دید طولانی تری میخواهد. بنابراین همه کسب و کارها به آن تمایل ندارند. (هرچند بعنوان یک درد دل مشاورانه! باید بگم “حرفش را زیاد میزنند”).

شرکت های محافظه کار و متاخر، هنوز به دخل شبانه یا ارتباطات و روابط عمومیشان چسبیده اند یا در حد فروش های کوتاه مدت به بازاریابی نگاه میکنند. بنابراین آنها در معرض نابود شدن قرار دارند. چون تقاضا بخاطر شرایط اقتصادی و سیاسی به شدت کاهش یافته و دیگر سهم قبلی بازار -که قبلا به سادگی بدست می آمد- وجود ندارد.

خب قصدمان این بود که روند های بازار رو تا حدی بشناسیم. حالا که این اتفاق افتاد، بیایید با یک پدیده مهم که تاکنون در ایران با آن زیاد روبرو شدیم و در آینده هم خواهیم شد، آشنا شویم: تب بازار!

[kkstarratings]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اثبات کنید ربات نیستید! *