داستانکی درباره مدیریت استراتژیک منابع

داستان بهترین شمشیر و زره جنگی

مدیریت استراتژیک منابع

داستانکی در مورد مدیریت منابع و نگاه استراتژیک به منابع: مدیریت استراتژیک منابع

روزی روزگاری شمشیرزنی تصمیم میگرد تا محکم ترین جوشن (زره) ممکن را بسازد. در کنار آن سنگین ترین و قوی ترین شمشیر و سپر ممکن را هم ساخت تا تجهیزات و داشته هایش برای نبرد آینده بهترین باشند. او فکر میکرد اینگونه در کارزار ، پیروزمندانه خواهد جنگید و هیچ کسی را یارای مقابله با او نخواهد بود. در فکر این بود که دریای خون راه بیاندازد و تعداد زیادی از افراد لشکر دشمن را به خاک بمالد. شمیر زن قصه ما الحق شجاع و بی باک بود. او آرزو داشت پیشتاز صحنه های نبرد باشد.

بالاخره کارزار فرا میرسد. شمشیرزن قصه ما در یک طرف میدان نبرد تصمیم میگرد تا با قوی ترین و محکم ترین شمشیر و سپر و جوشن اش وارد کارزار بشود. او در صف سربازان قرار میگیرد و بی صبرانه منتظر شروع نبرد میشود…

مدیریت استراتژیک منابع

همین که کوس (طبل بزرگ جنگی) کوبیده شد، همه افراد دو لشکر در دو طرف میدان، به سوی میانه میدان دویدند. سراسر شمشیر بود و صدای برهم خوردن فلز. فقط خاک بود که از زمین به هوا بر میخیزید. همه مشغول جنگ بودند. برخی در میدان بر خاک می افتادند و برخی پیروزمندانه فریاد میکشیدند. عده ای در عقبه میدان میجنگیدند و عده ای پیشتاز به قلب دشمن زده بودند.

اما در میانه نبرد، خبری از شمشیرزن ما نبود. پس کجاست او که میخواست همه را لت و پار کند؟ مگر نمیتوانست؟ مگر بهترین و قوی ترین زره و شمشیر را نداشت؟ مگر نمی خواست شجاع ترین و پیشتازترین ها باشد؟

سربازان نگاه ها را که برگرداندند دیدند او هنوز در میانه راه است. آنقدر سپر و زره و شمشیرش سنگین اند که با کمی دویدن به سوی دشمن عرقش درآمده است و اصلا نتوانسته خود را به میانه میدان برساند!

سالها از آن ماجرا گذشته و او که اکنون شمشیرزن قهاری شده است، میداند که علاوه بر هنر رزم ، سبکی و چالاکی هم لازمه نبرد هست.

او اکنون میداند اگر هنوز آنقدر قوی نیست که شمشیر بزرگ را بالای سر خود بگیرد، داشتن این شمشیر او را شکست خواهد داد.

این واقعیت است که بسیاری از جنگجویان، از دشمن شکست نمی خورند. بسیاری از آنها اصلا قواعد جنگ را نمی دانند و قبل از رویارویی در میدان رقابت ، خود زمینه شکست خود را فراهم کرده اند. مدیریت استراتژیک منابع

شمشیرزن قصه ما اکنون همرزمان زیادی را مشاهده میکند که از خود شکست خورده اند. همانطور که خود روزی از سپر و شمشیر و زره سنگینی که بر دوش میکشید شکست خورده بود.

ازآن پس همان کن که رای آیدت        روان و خرد رهنمای آیدت    (شاهنامه)

یکی از مهمترین مفاهیم کسب و کار، مدیریت استراتژیک منابع است. برخی کسب و کار های تازه تاسیس، فکر میکنند تل انباشت منابع عامل موفقیت است. این طرز تفکر هزینه هایی بیش از حد تحمل را بر کسب و کار تحمیل میکند. همچنین فورس بازگشت سرمایه باعث میشود تا کسب و کار دچار تنگنای زمانی شود و فرصت آزمون و خطا و بازخورد و بهبود را نداشته باشد. یادمان باشد که بزرگ شروع کردن، خود میتواند عامل شکست باشد.

مینیمال شروع کردن یک کسب و کار ،کمک میکند تا بتوانیم بیش از اینکه بر دارایی خود تکیه کنیم، سعی کنیم تا بر پتانسیل شخصی و مهارت های انسانی و فنی و مدیریتی خود بیفزاییم. همچنین زمان بیشتری برای به بار نشاندن تلاش هایمان داشته باشیم.

بخاطر تغییرات شدیدی که در چهره اقتصادی کشور ما در حال وقوع است ، تغییراتی در ساختار بازار ایجاد میشوند که باید آنها را بشناسیم. زمانی با سرمایه کافی میشد سهمی از بازار را بدست آورد. چون تقاضا در بازار بسیار زیاد بود و به هر حال هر کسی که در بازار حضور داشت چیزی عایدش میشد. امروز سهم سیال در بازار چندان زیاد نیست وبه شدت رو به کاهش است.

پس امروز دیگر جنگ ، جنگ سرمایه نیست. بلکه زمان هنر ورزی و ذکاوت در کارزار بازار است. کسب و کار هایی که داشته هایشان (منابعشان) اعم از علم و دانش و سرمایه مالی، فاصله زیادی از سطح سواد بیزینسی شان داشته باشد، نخواهد توانست تا میانه میدان بیایند. آنها احتمالا از خود شکست میخورند قبل از اینکه میدان رقابت را اصلا ببینند و در میدان رقابت آبدیده بشوند. (به قول دوست عزیزی، قبل از اینکه رقابت به اونها هزینه ای تحمیل کند، خودشان به خودشان هزینه های زیادی تحمیل میکنند).

این داستان مدیریت منابع و نگاه استراتژیک به منابع است. منابع تغذیه کسب و کار، صرفا داشته های مالی و ملکی نیستند. نیروی انسانی و ظرفیت های شخصی آنها، زمان ،علم ، اعتبار ، مهارت های فنی و تجربی، دانش کسب و کار ، همه اینها منابع یک کسب و کار هستند. در مطالعه استراتژی یاد گرفتم که اولین نقطه شروع نگاه استراتژیک به کسب و کار، مدیریت منابع است. مدیریت استراتژیک منابع یعنی بهره برداری بهینه از آنها. نه آنقدر زیاد تزریق داشته باشیم که در منابعمان غرق شویم و ضعف های مهم کسب و کار را نبینیم و نه آنقدر کم که اثربخشی لازم را بدست نیاوریم.

مدیریت استراتژیک منابع مدیریت استراتژیک منابع

گفتگوی من با محمد میلادی، فعال و مشاور کسب و کار در زمینه تخصصی مدیریت منابع انسانی در اهواز. دوست دارم بدونم چالش هایی که علم منابع انسانی روی اونها تمرکز کرده چیستند؟ چطور باید این مساله ها رو نگاه کرد؟ و چه راه حل هایی برای اونها طراحی شده؟

تنیدگی

«تنیدگی» تئوری من در مورد شبکه در هم تنیده فاکتور های موثر بر بازاریابی است. این دغدغه کسانیست که در پی افزایش بازدهی و کارایی سیستم مارکتینگ در بیزینس خود هستند. شرایط سرزمین ما کمی خاص است:میل زیاد به بیزینس در عین کمبود های فرهنگی و آموزشی.پس باید در طراحی سیستم فروش و مارکتینگ پلن به برخی فاکتورها وزن بیشتری بدهیم.

هفت اشکال معمول بازاریابی که در شرایط بحران قابل چشم پوشی نیستند

همه میدانیم که جامعه سال های خوبی را نگذرانده است. قسمت زیادی از مشتریان ما توان مالی گذشته را ندارند.استفاده از پتانسیل آماده ای که در کسب و کار ما وجود دارد ،از همیشه مهمتر شده است. این اولین توصیه برای بازاریابی درشرایط بحرانی است …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *