نکات مفید برای کسب و کار ها در سال 2019

سال 2019 میلادی را به همه دوستان و مخاطبان عزیزم تبریک میگم. این نوشته اولین نوشته من در سال نوی میلادی است که همزمان با جشن کریسمس، روی وبسایتم آپلود میکنم. تمرکز این نوشته بر نگرانی ها و دغدغه های مواجهه با آینده برای کسب و کار ها است. به همین علت نکات مفیدی برای کسب و کار ها به بهانه تحویل سال 2019 آورده ام.

قاعدتا سال مالی حسابداری برای کسب و کار ها از هر سال دیگری مهمتر است. و حتی تلاطم ها ، خلوتی ها و شلوغی های بازار شب ها و ایام عید ، چه شمسی ، چه قمری و چه میلادی جزیی از تغییرات فصلی در رونق و رکود بازار حساب میشوند. اما به هر حال هر تحولی در تقویم را میتوان آغازی برای هدف گذاری و تغییر روند بیزینس انتخاب کرد. مهم اینست که بهانه ای شود برای حرکت های نو و آپدیت شدن متناسب اوضاع روز و اتفاق هایی که در آینده ناگزیر باید به استقبال آنها برویم.

شاید برای کسب و کار هایی که با مصرف کننده در ازتباط هستند،( B2C ها ) همان مشاغل آزادی که بعنوان کف بازار می شناسیمشان؛ در مقایسه با تولید کنندگان و صنایع بالا دست تر ، دیدن آنچه در آینده منتظر آنها است سخت تر باشد. آنها معمولا روند تغییرات بازار را از دخل شبانه می فهمند و کشش بازار را برای فصل های آینده، از روی دخل کنونی نسبت به زمان متناظر در سال گذشته، پیش بینی میکنند.

اما تولید کنندگان کالا و خدماتی که واسطه ای یا مصرفی سرمایه ای هستند (کالاهایی که قرار است در پروسه تولید یا فرایند های یک کسب و کار دیگر استفاده بشوند) ، دسترسی بیشتری به اطلاعات بازار و اقتصاد کلان دارند. در واقع به لایه های بالاتری از تحلیل های مالی و پولی اشراف دارند و بهتر میتوانند استراتژی های تولیدی ، مدیریتی و رقابتی خود را به سمتی هدایت کنند که پاسخ بهتری برای نیاز های آینده بازار داشته باشند و در صنعت خود ، ماندگار باشند.

بر خلاف کف بازار، که برای فهمیدن آنچه در آینده باید منتظر آن باشد ، به گذشته نگاه میکند؛ بازار های صنعتی برای فهم آینده، به روند های جاری و اطلاعات آینده نگاه میکنند. قطعا وثوق اطلاعات صنایع لایه های بالاتر در مورد وضعیت بازار و صنعت بیشتر است و آنچه که در کف بازار انتظار آن می رود حدس های خوبی در مورد حداکثر یک یا دو فصل آینده است.

 

در واقع روال بازار کالا و خدمات نهایی مصرفی، پاسخی به نیاز های امروز تا حداکثر یکی دو فصل دیگر است و نمی توان برای پیش بینی روند های سال های آینده، روی اطلاعات آن حساب باز کرد.

بنابراین منطقی است که کف بازار از هدایت صنایع نهایی سرمایه ای و واسطه ای ، (تولیدی ها ، بازرگانی ها و خدمات مهندسی ) ، بهره ببرد. البته معمولا تولید کنندگان همیشه از کشش بازار و مصرف کننده در بازار نهایی حرف میزنند اما آنچه ملاک تصممیات آنها برای استراتژی های تولید است، تحلیل های بلند مدت تر در مورد آینده صنعت و اقتصاد است.

 

البته اگر بگویید که نمی توان روی اطلاعات و تحلیل های اقتصاد کلان هم در ایران حساب خاصی باز کرد، باید بگویم در مورد تحلیل های رسمی ، بله حق با شما است. اما قطعا آنچه که مدیران و مشاوران صنایع واسطه ای و نهایی سرمایه ای، از روند ها درک میکنند ، وثوق و اعتبار بیشتری نسبت به تحلیل های روزنامه ای و رسمی خواهد داشت.

بنابراین اولین پیشنهاد من به کسب و کار های B2C ، بعنوان راهی برای ماندگاری در بازار، اینست که با روند های صنایع بزرگتر همگام شوند. سعی کنید با صنایع بازرگانی، تولیدی، خدماتی در لایه های بالاتر ارتباط داشته باشید و از راهنمایی های آنها بهره ببرید. اگر از تولید کننده های مختلف کالا تامین میکنند ، اطلاعات و راهنمایی های آنها را کنار هم بگذارید تا خطای کمتری داشته باشد.

در این بین پیشنهاد جدی من اینست که اگر توان مالی استفاده از مشاوران اقتصادی و مالی را  دارید، حتما این کار را انجام بدهید. چونکه به هر حال مدیریت مالی و پیش بینی چالش های مالی، یک گام استراتژیک مهم در مدیریت کسب و کار است. احتمالا شما هم با من موافق باشید که مشاوران مالی ، اطلاعات و تحلیل های دقیق تر و مستند تری از روند های مالی و اقتصادی کشور دارند. همچنین بخاطر همکاری با فعالان اقتصادی ، از روند ها و فعالیت های صنایع و شرکت های بزرگ ، خبر دارند. من فکر میکنم آنها بخوبی اثر سیاست های انقباضی دولت را در کاهش تزریق پول به اقشار مختلف مردم می فهمند و اگر بخوبی می دانید مشتریان شما چه کسانی هستند (یعنی از علم بخش بندی بازار مطلع هستید یا اکثریت اقشار مشتری های خودتان را در ویژگی هایی همچون شغل و میزان درآمدشان میشناسید) ، با یقین بیشتری خواهید توانست تا اثر بلند مدت و کوتاه مدت سیاست های مالی دولت را بر مشتری ها و بالطبع بر کسب و کارتان بفهمید.

و صد البته گول جهت گیری های صنایع دولتی و خصولتی را نخورید. به این علت که انها دارای حاشیه امن های اقتصادی و قانونی هستند و از ریسک کسب و کار های خصوصی فارغ هستند. آنها معمولا نیازی به بازاریابی و درگیر شدن در نگرانی های بهره وری و ارزش آفرینی ندارند. بنابراین به آنها فقط در صورت لزوم به چشم رقیب نگاه کنید نه یک پیشرو در بازار.

به شدت توصیه میکنم اقتصاد منطقه ای را رصد کنید و سعی کنید آن را شفاف تر بفهمید. نیاز های بومی و عمومی را بشناسید و کالاها یا خدمات جایگزین را شناسایی و روند ورود یا خروج آنها از بازار منطقه را بفهمید. منابع درآمد های منطقه ای را تشخیص بدهید و صعود و نزول آنها را پیش بینی کنید. قطعا فارغ از اقتصاد ملی، این هم فاکتور مهمی برای پیش بینی وضعیت آینده تقاضا در بازار منطقه ای شما است.

دو توصیه اساسی همیشگی اینست: یا سعی کنیم بیشتر بفروشیم یا تلاش کنیم هزینه ها را کاهش دهیم. خیلی خلاصه می نویسم: فروش بیشتر با بازاریابی و افزایش کیفیت حاصل میشود. کاهش هزینه ها نیز با صرفه به مقیاس ، با حل تعارضات نیروی انسانی در محیط کار و بهبود مهارت های مدیریتی و بازطراحی فرایند ها و استفاده از تکنولوژی ایجاد میشود.

مهمترین پیشنهادی که به این دسته از کسب و کار ها (کسب و کار های بازار آزاد یا بازار نهایی مصرفی) دارم  اینست که دانش خود را به روز کنند. قواعد بازار امروز را نمی توان صرفا با تجربه بازار گذشته فهمید. درکنار هوش مالی و دانش حسابداری؛ دانش مدیریت و دانش بازاریابی، دو گلوگاه اساسی در پایداری و ماندگاری یک بیزینس هستند. بخصوص مهارت و دانش بازاریابی در بازار مصرف کننده اهمیت و نقش پررنگ تری پیدا میکند. بنابراین توصیه من به کسب و کار های بازار مصرف کننده اینست که همراه با آغاز سال نو میلادی ، به سمت افزایش دانش و مهارت های اساسی در کسب و کار خود بروند و سعی کنند حتما از کمک و درایت مشاوران مدیریت ، منابع انسانی و بازاریابی بهره ببرند.

 

قواعد بازار امروز را نمی توان صرفا با تجربه بازار گذشته فهمید. بازار پوست انداخته است و دیگر نمیتوان با شروع به شکل سابق، بخوبی پول درآورد.

 

برای ورود به یک کسب و کار جدید، حتما حتما قبل از سرمایه گذاری، به مشاوران معتبر و با تجربه در زمینه های کسب و کار یا بازاریابی مراجعه کنید. به این نکته باور داشته باشید که بازار پوست انداخته است و دیگر نمیتوان با شروع به شکل سابق، بخوبی پول درآورد. هر کار جدیدی که میخواهید انجام بدهید، در حوزه کارآفرینی یا تاسیس کسب و کار ، به این نکته توجه ویژه داشته باشید.

قبلا بازار فراخ بود و کافی بود تا پا در آن بگذاریم تا در منافع آن سهیم بشویم. امروز اگر مزیت رقابتی واقعی نداشته باشیم و نیاز ها و منافع مشتری را بخوبی درک نکرده باشیم ، و در نتیجه ارزش واقعی ارائه نکنیم، خود به خود در بازار پذیرفته نخواهیم شد و یا سهم قابل قبولی از درآمد های بازار نسبت به سرمایه گذاری نخواهیم برد.

نوشته را بیش از این کش نمی دهم. هر آنچه را که بنظرم برای سال جدید (2019 میلادی) لازم و کلیدی بود، برایتان در قالب چند پاراگراف کوتاه آوردم. سال خوب و پر از پولی برایتان آرزو میکنم.

 

سه هدف عمده از داشتن یک سیستم کارآمد بازاریابی که فقط مدیران کسب و کار ها درک کرده اند!

چرا برای داشتن یک سیستم کارآمد بازاریابی زحمت بکشم و هزینه کنم؟ چه نتیجه ای باید بدهد که بدانم به زحمتش می ارزد؟ تجربه مدیران در این باره چیست؟

یک ترفند در مهارت فروش شخصی

من یک اصطلاح خاص در زمینه مهارت فروش شخصی و هنر مذاکره کردن دارم که دوست دارم اینجا برای دوستان از آن بنویسم: ضعیفِ قوی !

برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی املاک – راهنمای عملی

این PDF ، راهنمای عملی برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی املاک برپایه بازاریابی مدرن، استراتژی محتوا و دیجیتال مارکتینگ است که حاصل مطالعه و تعامل من با سه تا از شبکه های بزرگ کارگزاری املاک در جنوب کشور بوده است. یک نقشه راه آزمون شده برای توسعه بازار در فضای به شدت رقابتی بازار املاک.

برای مشاوران: راه های مجاب کردن کارفرما به پذیرش تغییر

این متن راهنمایی برای مشاوران کسب و کار درباره راه های شکستن مقاومت کارفرما نسبت به پذیرش تغییرات ساختاری و نگرشی است. برای چه؟ برای تغییر نگاه کسب و کار به فروش، بازاریابی، نیروی انسانی و حتی مشتری؛ به هدف بهبود کسب و کار.

رفتار مدیریتی مدیران جوان

نمیخواهم بگویم در بسیاری از کسب و کار ها که باید بگویم در همه کسب و کارها ما چالش مدیریت داریم. چالشی که نقطه بارز آن برای مدیران، بازاریابی است و نقطه درنگ آن برای ما مشاوران، منابع انسانی و رفتار مدیریتی مدیران.

پاسخ یک تولیدکننده به نوشته من در توضیح بحران تمایل نیروی کار به اسنپ و تپسی

بسیاری مخاطبان عزیز این وبسایت با ایمیل ها و کامنت ها همیشه نظرات مثبت و همین طور انتقاداتشون […]

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *