پیش بینی شکست کارآفرینی

فرایند ها، اجزا و شکست های قابل پیش بینی در کارآفرینی

حرفی که قصد نوشتنش رو اینجا دارم به هیچ وجه بر مبنای علمی مشخصی نمی نویسم. قطعا در حالت علمی و ساینس خودش مبحث مهمیه اما من فقط اونچه رو که به تجربه در زندگی کاری و مشاوره ای خودم دریافتم میخواهم بنویسم. شما میتونین این رو بعنوان صورت مساله ببینید و برای خودتون اگر قصد کارآفرینی و یا تعریف یک پروژه کاری رو دارید باز طراحی و کشف کنید و یا اگر خیلی به علوم مدیریت و کسب و کار علاقمند هستید برید و مبنای علمی اون رو در مجموعه ای از علوم نگرش سیستمی ، مدیریت ، ارزش آفرینی و طراحی محصول پیدا کنید و بفهمید. البته ممنون میشم دراین صورت برای امثال من هم باز نشر کنید.

اجزای کار را بفهمیم و فرایند ها رو پیش بینی کنیم

خب منطقی هم هست که نتوانیم این کار رو کامل و بی نقص انجام بدیم. گاهی لازمه پا به مسیر بگذاریم تا برخی چیز ها خودشون رو نشون بدهند. گاهی لازمه وسط کاری بیافتیم تا قوه ادراک ما بتونه بپذیره  چیزی یا مساله ای اصلا وجود داره و اصلا به اون توجه بشه. گاهی هم  لازمه پرفکشنیسم و کمال گرا و ایده آل خواه نباشیم و اصلا به عمد از لحاظ کرن برخی چیز ها بعنوان نگرانی ها و مسایلی که پرداختن بهشون توان یا امکانات مشخصی نیاز داره اما تاثیر کلیدی در کار ندارند، صرف نظر کنیم.

اما بیایید لااقل اساس و بنیان کاری که میخواهیم انجام بدیم و اجزای اصلی اون رو از قبل فهمیده باشیم. مگه ممکنه بخواهیم یک استارتاپ راه اندازی کنیم و فکر همه چیزشو کرده باشیم اما بدون طراحی فرایند خدمت رسانی بخواهیم پا به راهش بگذاریم؟

گاهی ممکن گول علاقه ها و تمایلاتمون رو بخوریم. ممکنه از کل یک پروژه کاری یا کارآفرینی که انتخاب میکنیم به یک قسمتش علاقه وافری داشته باشیم اما به مساله ها و تلاش های کلیدی بعد یا قبلش که اتفاقا چندان هم مورد عنایت و علاقمندی ما نیستند توجه نکرده باشیم. بهتره این جور مواقع دیگران رو درگیر بی تدبیری خودمون نکنیم. لطفا چنین کارها و ایده هایی رو به تنهایی راه بندازید! دلم نمی خواد اینقدر صریح بگم اما طعم تلخ کلمات رو گاهی باید تحمل کنیم. این جور جاها تعهد وجود نداره. تعهد به کار و زمان و سرمایه رو میگم. چیزی که ممکن هست برای دیگران خیلی مهم و حیاتی باشه.

بعنوان مثال اگر در طراحی محصول و ایده ، فکری راجع به بازاریابی و فرایند های کاری خدمت رسانی و عرضه محصول نکرده باشیم و پا در مسیر اجرا و سرمایه گذاری بگذاریم، بعد از صرف وقت و سرمایه و اعتبار، با چالش های آنها مواجه میشویم. چالش هایی که حالا شبیه یک کلاف سردرگم شدند و ما رو در خودش حیران و سردرگم میکنه. نمی دونیم دقیقا باید چه کار کنیم و کدومم سر کار رو بگیریم. مدیریت مساله ها و کار ها از دستمون در میرن و احساس عجز میکنیم.

بسیاری از دوستانی که فکر میکردند می تونن با یک سایت یا اپلیکیشن، یک درآمد همیشگی داشته باشند دقیقا فکر همین دو مساله رو نکرده بودند. در غیر اینصورت برآورد بهتری از سرمایه مورد نیاز ، زمانبندی ، سختی کار ، احتمال موفقیت کار ، تخصص های مورد نیاز و نیروی انسانی مورد نیاز می داشتند.

حالا که بحث تعهد شد دوست دارم یه سوال کلیدی غیر علمی دیگه هم مطرح کنم. تعهد به کار یا تعهد به هم تیمی ها ؟

کدوم برای شما مقدمه؟ کدوم براتون مهم تره؟

شما میخواهید سازمانی مرکب از گروهی که همین الان هم وجود داره (فقط شکلش تا الان دوستی و دانشگاهی و کاری بوده) بسازید؟ در واقع با همین گروه وارد فاز تیم ورک سازمانی بشید؟ و یا ترجیح میدین سازمانی بسازید و برای نقش های لازم از افراد و پتانسیل هایی که دارید استفاده کنید؟ قصدتون چی هست؟ اولین تعهد خودتون رو بی رو دربایستی مشخص کنید . بعد بهتر متوجه مسیر میشوید.

اگر اولویت و قصد شما سازمانی هست که خدمت خاصی ارائه میده پس لازمه به سازمانی بودن و شدن قبل از و بیشتر از رابطه دوستی و تیمی متعهد باشید. تیم جزء مهمی از کاره اما باید برای خودتون روشن کنید تیم رو برای کار میخواهید یا کار رو برای تیم؟ من بهتون میگم حتی اگر قصدتون دورهمی بیزینسی و کارآفرینیه تعهد به یکدیگر رو فراموش نکنید فارغ از اینکه منجر به ارزش آفرینی واقعی و درآمد زایی بشه یا نه. باور کنید این نصیحت شیطانی نیست. فقط مهم اینه که با معادله X نتیجه Y نخواهید.

مساله ، راه حل . مساله ، راه حل . مساله ، راه حل . تمام نشد همیشه باید مساله ها رو شناسایی و برای اونها راه حل پیدا کنید. اما اول بدانیم با چه چیزی می خواهیم بجنگیم.

فکر نکنید وقتی می رسه که مساله ها تمام شده باشند. خیر. اتفاقا به عکس همیشه باید در حال کشف و پیش بینی مساله ها باشید و براشون راه حل بدید. این چابکی و پویایی کسب و کار شما رو ایجاد میکنه. زکاوت یک بیزینس من یا بیزینس ومن ، در همینه که مساله هایی رو ببینه و پیش بینی کنه که دیگران نمی دانند یا نمی شناسند. یک تیم کارآفرینی یک تیم پژوهشیه. قسمت زیادی از تحقیق و توسعه در استارتاپ ها و کارآفرینی ها باید به این بگذره که با چه مساله هایی هنوز دست به گریبان نشده ایم ولی دیر یا زود بهشون خواهیم رسید. مساله ها پایانی ندارند. 

اضافه میکنم باید فکر این باشیم که با هر تصمیم برای انجام کاری، در واقع یک سری مساله جدید ساختیم که از قبل باید یک پلتفرم عمومی برای حلشون داشته باشیم. اگر بدون پیش بینی حداقل چارچوب و فرایند های مشخص و یکسری راه حل های اولیه وارد کار و عملگرایی بشیم یکباره وارد فضایی میشیم با کلی صورت مساله حل نشده . کلافه میشیم و نظم و ترتیب کارها از دستمون در میده و ابتکار عمل رو از دست میدیم. منفعل میشیم و کارمون میشه پاسخ های مقطعی دادن به اثرات جانبی مساله های اساسی.

لطفا در هیجان ایده ها غرق نشیم. لطفا نتایج بزرگ رو با تلاش های کوچک نخواهیم. لطفا با معادله X نتیجه Y طلب نکنیم. لااقل قبل از سرمایه گذاری به یک مشاور سری بزنید! چون حداقل کاری که یک مشاور میتونه براتون انجام بده فهمیدن چالش های پیش رو است. چالش هایی که ممکنه شما هنوز ندیده باشید. لازمه قبل از گلاویز شدن با مساله فکرش رو کرده باشیم.

در کنار اینکه توصیه میکنم برای هر تلاش کارآفرینی، فرایند ها و اجزای کار را بفهمیم و مساله ها را پیش بینی کنیم ، پیشنهاد میکنم متنی که معلم عزیز محمدرضا شعبانعلی همین روز ها منتشر کردند را هم مطالعه کنید. حالا که شکست برامون اینقدر فراوان شده لازمه غیر از تمرکز بر موفقیت ، کمی هم در مورد شکست عمیق تر بشیم.بنظرم فقط ذهنیت و سواد موفقیت کافی نیست، شکست ها را هم باید بشناسیم.

 


بیانیه محصول چیست؟

بیانیه محصول نحوه نوشتن ایده کارآفرینی یا محصول جدید است. بیانیه محصول اولین دفاع از یک ایده بیزینسی است. در این نوشته دو مثال و یک ویدئوی خوب و سه راهکار موثر برای نوشتن product statement داریم. البته از توصیه ها و مدل های استیو بلنک و جفری مور هم کمک گرفته ایم.

پنج مورد از مهمترین تاکتیک های ایجاد وفاداری مشتری

اگر قصد این رو دارید که روش هایی برای ایجاد وفاداری و ماندگاری مشتریان در کسب و کارتان بنا کنید پیشنهاد من اینست که بجای راه حل های مقطعی و فرمول های مختلف، به این نکته ها فکر کنید و بر اساس آنها در کسب و کار خودتان تاکتیک های ایجاد وفاداری مشتری را طراحی کنید.

بازاریابی مدرن در مقابل بازاریابی ارتدکس

در دهه های ابتدایی ، عمده توجه مارکتینگ بر روی فروش و فروختن محصول متمرکز بوده است.تحولات دهه های اخیر ،انتظارات از بازاریابی را تغییر داد. پایه و اساس بازاریابی نوین بر ارتباط بنا شده است. چیزی که به بازاریابی رابطه مند یا Relational Marketing معروف شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *